حقوق و فرهنگ

انواع اموال و احکام حقوقی آنها (۳

اختیارات مالک:
اختیارات مالک نسبت به اموالش نامحدود نیست و مواد قانونی دامنه اختیارات را محدود و مشخص می کند.
مثلا: در مورد اختلافات بین دو همسایه در یک دیوار مشترک قانون مدنی مواردی را در خصوص دیوار مشترک وضع کرده بنابراین مالکین مجاز نیستند در هر زمان و به میل خود در دیوار تغییرات ایجادکنند.
در مورد معادن نیز چون منفعت همگانی دارد دولت به افراد اجازه دخالت و استفاده شخصی نمی دهد. بنابراین دولت (شخص حقوقی) به اشخاص حقیقی اجازه می دهد در این مورد اقدام نمایند.
ماده۱۰۹: نکته، (مگراینکه) قرائنی موجود باشدکه دیوار متعلق به یک شخص است. مانند:
۱- ترصیف:۱۱۰- متصل شدن قسمتی از دیوار به ساختمان به نحوی که جدا شدن از آن میسرنباشد، یعنی آجرهای ساختمان بصورت کلاف باشد.
۲- سرتیر: اگریک طرف روی دیوار سر تیر وجود داشته باشد، دیوار اختصاصی می شود.
۳- رف (طاقچه): اگر در دیوار وجود داشته باشد دیوار متعلق به صاحب رف است.
*ماده۱۳۲:
۱- تصرف به قدرمتعارف: مالک حق تصرف نسبت به مال خود را دارد، اما حتما باید قواعد عمومی (عرف و قانون) را رعایت کند . مثلا شخصی در کنار دیوار خانه خود در مجاورت خانه همسایه منبع آبی قرار می دهدکه بدلیل نشت رطوبت به دیوار وی خسارت می زند، اینجا تصرف به قدر متعارف محسوب نمی شود، بنابراین در این حالت حق چنین استفاده ای راندارد.
۲- رفع حاجت یا رفع ضرر:
مثال ۱: فردی در کنار دیوار منزل خود اقدام به احداث باغچه ای می کند در اثر رطوبت دیوار همسایه آسیب می بیند و به وی ضرر می رسد، در اینجا این عمل یعنی زیبا سازی به قیمت خرابی دیوار همسایه مبین رفع ضرر نیست.
*نقش عرف در رفع حاجت بسیارمهم است.
مثال ۲: ورود ضرر در اثر رفع حاجت، فرد در مال خودش تصرف می کند. در نتیجه این تصرف به دیگری خسارت وارد می شود اما ملزم به جبران خسارت نیست.
مانند وجود مجرای آب بین کوچه وخسارت وارد آمده به دیوار فردی که داخل کوچه است،در این حالت فرد موظف به پرداخت خسارت نمی باشد، چون مجری بدلیل رفع حاجت و جلوگیری از خشک شدن باغ است.
دیوار مشترک دیواری است که حد فاصل دو ملک باشد.
ماده۱۳۲۱: اماره عبارت از اوضاع و احوالی است که به حکم قانون یا نظرقاضی دلیل بر امری شناخته شده باشد (اعتباراماره ظاهری است و احتمال اینکه با واقعیت منطبق نباشد وجود دارد) زمانیکه اماره با دلیل تعارض داشته باشد اعتبار دلیل بیشتر از اماره است چون دلیل قطعی است اما اماره ظاهری.
*اداره دیوارمشترک:
الف: اگر بین طرفین قراردادی منعقد نشده باشد و بین آنها اختلاف نظری هم نباشد، اداره دیوار با هزینه های مشترک خواهد بود.
ب: زمانیکه توافق و قراردادی وجود نداردو اداره دیوار با توجه به ماده۱۱۴صورت می گیرد.
تصرف در دیوار مشترک: هریک از شرکا این حق را دارند از دیوار مشترک تاجائی که مانع تصرف شریک دیگر و بهره بردن آن نشود.
تخریب دیوار مشترک: احتمال می رود به عمد یا غیر عمد دیوار خراب شود (نکته)تخریب را به همه شرکا وارد ساخته (یکی ازشرکا دیوار را تخریب کرده) جبران خسارت به دو شکل صورت می گیرد:
۱- شخص مخرب ملزم است مثل همان دیوار را بناکند.
۲- چنانچه امکان جبران خسارت بصورت مثل مال وجود نداشته باشد، فرد مخرب ملزم به پرداخت هزینه ساخت به سایر شرکاست.
مال مشاع: مالی که بین چند نفرمشترک است، مالکیت مشاع در هر دو دسته ی اموال منقول و غیرمنقول وجود دارد.
اشاعه: در حقوق تعریف مشخصی وجود ندارد، اما در عرف به حالت تقسیم شده مال مشاع می گویند.
عقد لازم: ماده۱۸۵ قانون مدنی: عقدی است که طرفین حق برهم زدن آنرا ندارند مگر در موارد معینه.
عقدجایز: عقدی است که هریک ازطرفین می توانندآن را فسخ کنند.
توابع مالکیت:
۱- مالکیت تبعی برثمره و منافع حاصل ازمال.
۲- مالکیت تبعی برمتعلقات مال.
یکی از شروط مالکیت بحث مطلق بودن مالکیت آن است، حق مالکیت تنها مختص به خود مال نیست، بلکه به توابع و متعلقات مال و منافعی را که ممکن است بدست بیاورد، شامل می شود.
ماده۳۲: تمام ثمرات و متعلقات اموال منقوله و غیرمنقوله که طبعا یا در نتیجه عملی حاصل شده باشد، بالتبع مال ملک اموال مزبوره است.
ثمرات یک مفهوم کلی است که در بردارنده منفعت، نما و محصول است بطورکلی هرچیزی که از زمین باغ یا مال حاصل می شود، ثمره گویند.
*محصول اختصاص به منافع حاصل از زمین و باغ دارد.
*اما نما وم نفعت در مورد اموال منقول و غیرمنقول یکسان بکار می رود. همچنین منفعت به فایده ای گفته می شودکه بتدریج از مالی بدست آید. مانند: نتایج حیوانات.
مفهوم کلی متعلقات درماده۳۸آمده است.
مالکیت تبعی هم نسبت به ثمره است هم متعلقات ماده۳۳٫
نما:رشد خود به خودی محصولات یا چاقی گوسفند را نماگویند.
هرچیزی که در زمین رشد می کند یا می روید مال شخص مالک زمین است. مگراینکه نما حاصل نهال یا حبه ازغیر حاصل شده باشد.که دراینصورت درخت یام حصول مال صاحب اصله است.
ماده ۳۴: نتایج حیوانات در ملکیت تابع مادر است و هرکس مالک مادر باشد مالک نتایج آن هم خواهد بود.
*ماده۳۵: اصل براین است که متصرف مالک آن مالی است که در آن تصرف دارد، حال اگرفردی مدعی مالکیت باشد و دارای سند، با توجه به ماده۳۵تکلیف چیست؟
تعارض تصرف فعلی و مالکیت سابق!
زمانی که شخص الف متصرف یک ملک است و شخص ب مدعی مالکیت، ضمن اینکه ب بوسیله سند مالکیت خود را اثبات می کند آیا متصرف باتوجه به ماده۳۵ می تواند مالکیت خودرا اثبات کند؟
وقتی مالکیت سابق کسی بر یک ملک ثابت شود، متصرف فعلی باید بتواند مالکیت خودرا اثبات کند یا بنا به دلایلی مستند و مستدل انتقال مالکیت را ثابت کند. چون تصرف مبین اماره مالکیت است و به معنی دلیل انتقال نیست. بنابراین متصرف بایدثابت نماید ملک به توسط ناقل صحیح به اومنتقل شده است.
تعارض تصرف فعلی و تصرف سابق:
ازظاهرمسئله چنین بر می آیدکه تصرف مالکیت سابق مقدم است برتصرف فعلی، دراین مورد شخصی که سابقا ملکی رادر تصرف داشته وفعل امتصرف آن نیست و ادعا می کند ملک مورد ادعا سابقا مال وی بوده است، باید بتواند مالکیت خودرا اثبات نماید.
اصل براین است که بین تصرف فعلی وسابق ،اولویت باتصرف فعلی است بنابراین متصرف سابق بایدمالکیت خود را ثابت کند .
*ماده۳۷: آقای الف متصرف فعلی است و آقای ب مدعی مالکیت همان ملک. باتوجه به ماده۳۵ اصل براین است که متصرف فعلی مالک است، امااگرشخص الف اقرارکند که این ملک قبلا متعلق به شخص ب بوده، در اینجا باید خو دالف اثبات کندکه ملک بصورت صحیح به او منتقل شده است.
در ماده۲۹ علاقه افراد نسبت به اموال تعیین شده است. حق انتفاع شاخه ای از مالکیت است که بوسیله قرارداد مشخص می شود. حق انتفاع حقی است عینی و باید موضوع آن شییء مادی باشد. درحق انتفاع دو نفر شرکت دارند (۱-مالک۲-منتفع)
انواع حق انتفاع :
۱- عمری ماده۴۱: یعنی حق انتفاع در طول عمرکه به سه صورت وجود دارد:
الف: تمام عمرمالک: مالک به شخص مورد نظراین حق رامی دهد تامادامی که مالک زنده است او ازمنافع باغ بهره مند شود و با فوت مالک قرارداد ساقط می شود.
ب-تمام عمرمنتفع :مالک به شخص مورد نظراین اجازه را می دهد تا زمانی که خود منتفع زنده است حق انتفاع از باغ را دارد و با فوت مالک قرارداد ساقط نمی شود.
ج-تمام عمریک شخص ثالث:مالک به شخص مورد نظ راین حق را می دهدکه به اندازه عمر فرد سومی که در قرارداد نیست از ملک استفاده کند و بافوت شخص ثالث استفاده از منافع پایان می یابد.
ماده۴۲ رقبی: حق انتفاعی است که درقراردادآن مدت تعیین و مشخص می شود. مثلا : فردالف به ب اجازه می‌دهد به مدت پنج سال از منافع استفاده کند.
*تفاوت عمری و سکنی در این است که مدت برقراری انتفاع از طرف مالک تعیین می شود و ارتباطی به عمر طرفین یا شخص ثالث ندارد.
حق سکنی ماده۴۳: اگرحق انتفاع ناظربه سکونت درمحل باشد سکنی نامیده می شود، حق سکنی ممکن است به دو صورت عمری و رقبی شکل بگیرد.
ماده۴۴:حبس مطلق: دراین نوع قرارداد هیچ نوع الزامی به تعیین مدت بین مالک و منتفع نیست، اما مالک این حق را داردکه حق انتفاع را بصورت مطلق به غیر واگذار نماید در این صورت دارای دو اثراست:
۱- مالک هر وقت که بخواهد می تواند از حق خود رجوع کند.
۲- بافوت مالک حق انتفاع ساقط می شود.
استثناء: وقف تنها انتفاعی است که برای اشخاص منتفع ابدی است.
نوشته شده در دهم آبان ۱۳۹۰ توسط محمد شریف دامن پاک

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن