حقوق و خانواده

برخی از مشکلات امروزی تربیت فرزندان

امروزه رشد روزافزون زندگی شهری و پیشرفت‌های تکنولوژی نوین موجب شده که روابط اعضای خانواده نیز تحت ‌تأثیر قرار بگیرد، که نیاز به یک بازنگری عمیق دارد. به ویژه در خانواده هایی که مادران آن شاغل هستند، سپردن تربیت فرزندان به دست مهد کودک ها بعضاً آثاری سوئی را بدنبال دارد، که محل تأمل است. از جمله اینکه، برنامه های تربیتی آن در برخی موارد هیچگونه سنخیتی با فرهنگ بومی ما ندارد.
این موضوع از آنجا ناشی میشود که آنچه که اشتغال زنان و مادران در برخی از لایه های اجتماعی، به یک ارزش تبدیل شده است. شاید یکی از دلایل این است که، زنان در طبقات مختلف درآمدی هستند و به لحاظ گسترش تحصیلات عالیه، از سطوح مختلف مهارتی برخوردار هستند که در برخی موارد اشتغال را به مادری ترجیح می‎دهند.
لیکن باید اذعان داشت مهد کودک، به عنوان یکی از مکان های آموزشی، بازی های کودکانه و جمعی جای خود را به نوعی از تربیت داده که نه تنها برای کودکان بلکه برای بزرگترها هم هیچ معنا و مفهومی ندارد. داستان های فارسی زبان که دین، فرهنگ و تاریخ ما و درس زندگی را به نسل های بعدی منتقل می کند جای خود را به داستان هایی داده که زندگی به سبک غربی را آموزش می دهد و روابط، رفتار و گفتگوهایی را بیان می کند که با خانواده های ایرانی نامانوس است. متاسفانه زبان فارسی که حامل فرهنگ و اندیشه، تاریخ، هنر و دین ماست در این مکان های آموزشی و تأثیرگذارمورد توجه قرار نمی‎گیرد. بنابراین باید تربیت فرزندان در مکان های آموزشی با مدیریت و درایت افراد دلسوز، متعهد و علاقمند به فرهنگ بومی در زمینه تربیت کودکان سپرده شود.
از طرفی دیگر گسترش وسایل ارتباطی و افزایش گرایش به فضای مجازی از سنین کم، نیاز به تقویت باورها و ارزش های دینی در دوران کودکی را دو چندان می کند و سهم زیادی در شکل گیری شخصیتی انسان در سنین کودکی را دارا می‎باشد. در این راستا ضمن اینکه به والدین تعمیق سواد رسانه ای توصیه می‎شود، باید توجه داشته باشند چنانچه خودشان در انس کمی و کیفی با شبکه های اجتماعی دچار افراط شوند از رسیدگی به امور تربیتی فرزندان غافل خواهند شد. طبيعي است كه غفلت و كم توجهي نسبت به حقوق اولاد كيفر و مجازات دنيوي و اخروي سختي را به دنبال دارد و بدیهی است که اولین نتیجه تربیت فرزندان شايسته و با ايمان ضمن خدمت به جامعه به خود والدین باز می‎گردد.
لیکن معضلات موجود در میان خانواده هایی که دارای فرزندان بالغ هستند به گونه دیگری است، که گاهی ریشه در فاصله بین نسلی دارد. البته تصور این‌که انسان‌هایی از دو نسل، صد در صد شبیه یکدیگر شوند و مانند یکدیگر فکر کنند، بسیار بعید است. لیکن بجای دور شدن از آنها راه میانبر در این خصوص نزدیک شدن والدین به فرزندان از طریق ایجاد دوستی بیشتر است. زیرا اگر والدین به این وظیفه عمل نکنند و یا آستانه صبر آنان پایین باشد، معلوم نیست دوستان وی آنچه را که آنان می‎خواهند به وی بدهند. در اینجاست که از اولیا انتظار می ‎رود که ضمن هدایتگری به انتخاب مشروع فرزندان خود بویژه در دوره نوجوانی احترام بگذارند. البته این امر باید با تیزهوشى و درایت همراه شود، یعنی اینکه شخصیت آنها حفظ شود در عین حال باید به گونه‏ اى رفتار شود كه آنان جایگاه والدین را به رسمیت بشناسند و درصدد تحمیل خواسته های نا‎صواب نباشند. این روش هم موجب کاهش فضای سرکشی و انقباضی می شود و هم به درک متقابل همدیگر منجر خواهد شد. تا جاییکه طرفین می‎توانند ضمن توجه به خواستگاه یکدیگر در یک فضای مسالمت آمیز و انبساطی به حل مسائل بپردازند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن