حقوق و فرهنگ

خاطرات و یافته هایی از نظام تحصیلی در انگلستان (۲)

برآیند نظام تحصیلی در انگلستان

خاطرات و یافته هایی از نظام تحصیلی در انگلستان (۲)

بنا به آنچه که در یادداشت قبلی گفته شد، مهم ترین برآیند سیستم آموزشی، این می‎شود که؛
اولاً: گرایش به کار و مشاغل در بازار با میزان علاقه افراد ارتباط می‎یابد و همین انگیزه و عاملی جهت بازدهی بیشتر زمان در محیط کار می شود. بطور مثال هر کسیکه جهت افتتاح حساب به بانک مراجعه می کند، هنگامیکه با تابلویی مواجه می شود که نشان می دهد”افتخار ما این استکه صف انتظار خدمات را از ۵ دقیقه به ۳ دقیقه کاهش داده ایم” خود بخود به مثل معروف “وقت طلاست” پی می برد.
ثانیاً: در این نظام تحصیلی، مکانیسم پرورشی بگونه ای به کمک سیستم آموزش آمده که با ایجاد زمینه های رقابت مثبت در کلیه رشته های مورد نیاز جامعه، پاسخ مشترکی را که همه به سودای دکتر و مهندس بیاندیشند را، تبدیل به این می‎کند که هر کسی به شغلی دست یابد که با استعداد های ذاتی وی تناسب بیشتری دارد. زیرا بدیهی است کسی که از خون و زخم بیمناک می‎شود، نمی‎تواند جراح ماهری شود و همچنین فردیکه از روغن ماشین بیزار است، مهندس خوبی نخواهد شد. به همین جهت اپراتور و مسئول باجه یا حسابداری که در یک بانک استخدام می شود، با آورده های خود بهمراه التزامی جمعی و با اتصاف به وجدان کاری، سهم مهمی در بالا بردن سطح خدمات قابل ارائه، ایفاء می کند.
بدین ترتیب از جمله توالی علاقه افراد به شغل خود، قرار گرفتن آنان در جایگاه واقعی است که این امر بصورت قابل توجهی می‎تواند ضمن اینکه به بهره وری بالای افراد کمک کند، توسعه منابع انسانی و تولید نا خالص ملی شگفت انگیزی را بدنبال دارد. افزون بر آن، افراد را از یک رضایت‎مندی نسبتاً مطلوبی در محیط کار بهره مند می‎کند، که در جای خود موجب تعامل مثبت با همکاران و مشتریان خواهد شد.
اجازه بفرمایید در همین جا ذکر خاطره دیگری موجب تغییر ذائقه ما شود. در یک عصری که در راه بازگشت به خانه بودم، تابلوی فروشگاهی توجه هر عابری را جهت استفاده از خدمات عینک جلب می‎کرد. از آنجاییکه طبق نظام سلامت بریتانیا هر شهروندی حق استفاده از خدمات رایگان دندانپزشکی و نیز چشم پزشکی دارد، به منظور بهره مندی از بیمه سلامت که شامل حال دانشجویان دکتری نیز می‎شود، به داخل فروشگاه رفتم تا درجه عینک خود را چک کنم.
نظر باینکه در ساعات انتهایی فعالیت مغازه یعنی یک ربع به پنج بود، در حین چکاب دائماً از شخص معاینه کننده تشکر می‎کردم، که وی در پاسخ نیز ضمن سپاس، تاکید می‎کرد که این کار وظیفه من است. متعاقباً با توجه باینکه از ساعت نه صبح روی پا بود، از حوصله ای که بخرج می داد و با دقت لنزهای گوناگون را عوض می‎کرد قدردانی مجددی داشتم، که به شکل اعجاب آوری با عکس العمل وی روبرو شدم. وقتی علت را جویا شدم، پاسخ داد: این میزان تشکر ممکن است برای مدیرم این شائبه را ایجاد کند که، نکند من خسته شدم و بیمار می‎خواهد با سپاس مکرر، وجدان کاری مرا بیدار کند.
البته اگر بخواهیم به سر منشأ این سخت کوشی و نظم در امور پی ببریم، باید اذعان داشت عوامل مختلف دیگری از جمله خانه و خانواده در کنار نظام تحصیلی تاثیرگذار است، که قبل از دوران مدرسه در پی ریزی و شکل گیری شخصیت افراد اثر سازنده ای دارد. شاید شگفتی شما برانگیخته شود وقتی بشنوید، روزی بهمراه خانواده به پارک محل سکونت رفته بودیم. هنگامیکه یک کودک دو ساله به زمین خورد، ابتدا در حالت گریان از مادرش تقاضای کمک میکرد و وی هموار تکرار میکرد که باید خودت بلند شوی، و این جریان به قدری تکرار شد، تا کودک به این نتیجه رسید که با دست به زانوهای خودش، بلند شود.
سپس سیستم آموزشی شامل منابع درسی، روشهای تربیتی، بهمراه نقش اولیاء مدرسه و نیز جایگاه مراکز آموزشی عالی اعم از نقش آفرینی اساتید و ابزارهای آموزشی است، که در تربیت منابع انسانی به عنوان ثروتی ملی، باز تولید نظام آموزش رسمی هر کشوری می‎باشد.
در عین حال نمی‎توان منکر شد، در همین فضایی که توصیف آن گذشت، فرزندانی که والدین آنها اعتیاد به الکل و یا مواد مخدر دارند، موجبی است بر اینکه همه سرمایه گذاری های دولت به ثمر نرسد. زیرا بلحاظ اینکه چنین فرزندانی در سنین پایین از خانواده های خود فاصله می‎گیرند، تحت تاثیر آفت برخی از رسانه های در دسترس نوجوانان و نیز آزادیهای بی حد و مرز در روابط بین دختر و پسر، به دامن فساد اخلاقی و انواع و اقسام مواد مخدر پناه می برند، که در فی نفسه موجبات اضمحلال سرمایه های اجتماعی را فراهم می‎کند.
لهذا کم نیستند افرادیکه از محل مالیات‎های دولتی که بجای نفت، گاز و معادن طبیعی، مهمترین منبع درآمدی محسوب می‎شوند، به عناصری غیر موّلد و صرفاً مصرف کنندۀ بیمه های بیکاری تبدیل می‎شوند، که به همین مقدار نیز نمی‎توان بسنده کرد.
یاد دارم در یکی از روزهایی که قرار جلسه کاری با استاد داشتم، در حین اینکه در حال تایپ نقطه نظراتی بر روی قسمتی از رساله ام بود، اهمیت و جایگاه نهاد خانواده را که همواره از موجبات افتخار در مقابل پیشرفت‎های تکنولوژی در آن دیار می‎دانستم، گوشزد می‎کرد. از ایشان پرسیدم جنابعالی که در دیدارهای قبلی در مقابل من زاویه داشتید، چرا از نظر خود برگشته اید. در پاسخ بیان داشت چند روزی است که تعدادی از نوجوانان لاابالی اتومبیل بنده را به سرقت برده اند و پس از ایراد خسارت زیاد، آن را در کنار یکی از اتوبان های خارج از شهر رها کرده اند. در اینجا بود که فهمیدم اگر شما صنعت پیشرفته ندارید، اما هنوز نهادی بنام خانواده دارید !!!
اینک آنچه برای ما آموزنده است، با وجود چنین آفاتی، اولین ویژگی چشمگیر برای هر گردشگری، رعایت نظم در کلیه روابط روزانه از جمله ترابری، بهره گیری از انواع خدمات و نیز خرید و فروش های کوچک و بزرگ است. شاید تعجب کنید خرید یک خانه یا خودرو به سادگی یک قوطی کبریت است. مثلاً در خصوص خودرو بعد از توافق طرفین یک سند تک برگی حاوی مشخصات فروشنده در نیمه بالای صفحه به خریدار واگذار میشود. سپس وی با پر کردن مشخصات خودش در ذیل آن، این برگه را از طریق پست به اداره راهور می فرستد. متعاقباً ظرف چند روز، سند جدید به درب منزل خریدار اعاده می گردد.
در خصوص خریدهای روزمره نیز، با هدف حمایت از حقوق مشتری، بدون اغراق هیچ کالایی را در سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ زنجیره ای نمی یابید که علاوه بر بسته بندی مناسب، برچسب قیمت و تاریخ مصرف نداشته باشد. جالب است نان که یک کالای بسیار گران و استراتژیک در سبد خانواده هاست در لحطه انقضای تاریخ عرضه در فروشگاهها، ناگهان قیمتش به نصف قیمت تنّزل می یابد، که فی نفسه نشان از تعهد فروشنده بر التزام به رعایت موازین است.
همچنین در روابط اجتماعی، التزام به قوانین از جمله احترام به مقررات راهنمایی و رانندگی توسط هر راننده بخوبی ملموس است، که انجام سفر درون و برون شهری را بر هر شهروندی لذتبخش می کند. بطوریکه در تقاطع ها اگر شده، مدت ها راننده ای در صف طولانی لاین به سمت راست قرار گیرد، هیچگاه به خود اجازه نمی دهد به لاین وسط و یا گردش به چپ، علیرغم اینکه خالی باشد، تجاوز کند. همچنین با وجود اینکه استفاده از نوشیدنی های الکلی مجاز است، شعاری که در پشت برخی از وانت ها خیره کننده است اینکه؛ یا رانندگی یا مستی!!
در این ارتباط یکی از دانشجویانی که بلحاظ نیاز مالی، مجبور شده بود در یکی از کاباره کار کند، نقل می کرد بعضاً مشاهده می کردم که قبل اینکه مستی بر برخی از مشتریان غالب شود، با دادن مبلغ کرایه و آدرس محل سکونت خود، از وی میخواستند که در پایان شب با گرفتن آژانس، آنان را به منزلشان دلالت کند. به همین جهت استکه هر راکب خارجی که به آنجا سفر می کند با مواجهه با چنین شرایطی، خود بخود رفتار اجتماعی خویش را تغییر می‎دهد. زیرا در همان ابتداء در می یابد رعایت هنجار در چنین جوامعی وجهی عمومی دارد و ترجیح منافع جمعی بر منفعت شخصی بگونه ای نهادینه شده، که چاره ای جز تطبیق نیست.
نکته آخر اینکه؛ بی شک از نگاه حقوقی، انضباط اجتماعی به جامعه‌پذیر نمودن رفتارهای فردی جهت دستیابی به اهداف جامعه مدنی، با رعایت و پای‌بندی به الزامات قانونی، حاصل می شود. لیکن برای تحقق حقوق فردی و در عین حال حفظ منافع جامعه، ایجاد ساز و کارهای عملی، از کارآمد بیشتری برحوردار است.
شاید ذکر خاطره ای بتواند زینت بخش انتهایی این یادداشت باشد. در یکی از روزهایی که جهت رساندن فرزندانم به مدرسۀ آنها رفته بودم، هنگام بازگشت، مادر یکی از دانش آموزان که پدرش بجهت شرکت در مراسم تدفین بستگانش به ایران آمده بود، از بنده خواهش کرد بلحاظ نگرانی از تعرض برخی از نوجوانان در مسیر بازگشت، فرزندش را سوار نموده و درب منزلشان که در همسایگی ما بود، برسانم.
هنگام عبور از یکی از خیابانها، با علامت پلیس مجبور به ایست شدم. بجای اینکه من به طرف او بروم، به نزد خودروی بنده آمد و اظهار داشت گواهینامه دارید؟ که با پاسخ مثبت روبرو شد. اما واقعیت این بود که بجهت بیم از مفقود شدن، آنرا در کشوی میز کارم در دانشگاه گذاشته بودم. جالب اینکه وی از بنده درخواست نکرد گواهینامه را نشان دهم، بلکه بر قول من اعتماد کرد و فقط تذکر داد که یکی از سرنشینان صندلی عقب (که همان کودک همسایه بود) از بستن کمربند غفلت نموده است.
اینجا بود که دریافتم اینها همه برآمد نظام تحصیلی است و این همان کودک دیروزِ مهد کودک است که از همان ابتداء یاد گرفت که میوه و خوراکی های خود را با همکلاسی خود ولو از ملّیت دیگری باشد، به مشارکت بگذارد. نتیجه اینکه امروز هم که به کسوت پلیس درآمده در رفتار با شهروند خارجی بگونه ای عمل می کند که همواره کشورش از جذب توریست، بعنوان منبع اشتغال، بهره مند شود.
بامید بهره گیری از این ره آورد و استفاده مثبت از تجربیات اشاره شده در زندگی تک تک همراهان…
دکتر محمود براتی نیا- قاضی بازنشسته دادگستری و مدرس دانشگاه

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن