طنزگونه های حقوقی

۱۰) طنزگونه

داستانک

داستانک زندگی

 

🌹🌷در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد.

به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟

پیرمرد گفت: چرا روزه‌ام، فقط آب و غذا میخورم.

جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟

پیرمرد گفت:

بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم، کسی را مسخره نمیکنم، با کسی با دشنام سخن نمیگویم، کسی را آزرده نمیکنم، چشم به مال کسی ندارم و…

ولی چون بیماری خاصی دارم متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم.

بعد پیرمرد به جوانان گفت: آیا شما هم روزه هستید؟

یکی از جوانان در حالی که سرش را از خجالت پایین انداخته بود، به آرامی گفت: خیر ما فقط غذا نمیخوریم !!!

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن