حقوق و اشخاص

وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر

 

مقدمه: غایب كسی است كه از غیبت او مدت نسبتاً طولانی گذشته و در طول آن مدت هیچ خبری از او نرسیده باشد.

چنانچه غایب قبل از غیبت برای اداره اموال خود ترتیب اطمینان بخشی داده و شخصی را به عنوان امین تعیین كرده باشد، شخص اخیر موظف به اداره امور او خواهد بود اما چنانچه غایب برای اموال خود امینی تعیین نكرده باشد یا امینی كه تعیین نموده به عللی صلاحیت خود را از دست داده باشد، در آن صورت با اعلام ورثه، دادستان یا هر ذی نفع دیگری مانند طلبكار، از طرف دادگاه شخص صالحی به عنوان امین تعیین می گردد.

  • دادگاه صالح

دادگاه مستقر در حوزه آخرین اقامتگاه غایب، صلاحیت رسیدگی به امور او را خواهد داشت. چنانچه غایب در خارج از كشور غایب شده باشد، دادگاه آخرین اقامتگاه او در ایران صلاحیت رسیدگی به امور او را دارد و اگر غایب در ایران فاقد اقامتگاه یا محل سكونت باشد، دادگاه اقامتگاه ورثه او صلاحیت رسیدگی دارد. چنانچه ورثه نیز در ایران اقامتگاهی نداشته باشند، دادگاه محلی كه اموال غایب در آن حوزه موجود است صلاحیت رسیدگی به امور غایب را دارد و هر گاه تابعیت غایب مشكوك باشد، وی تابع مقررات راجع به تبعه ایران است.

  • امین غایب

معمولا سعی می شود كه امین از بین ورثه كبیر یا بستگان نزدیك غایب تعیین گردد تا به امور زندگی وی آشنایی داشته باشد.

چنانچه در بین ورثه یا نزدیكان غایب شخص صالحی برای این سمت موجود نباشد، از افراد صلاحیت دار دیگر یك نفر به عنوان امین تعیین می گردد. دادگاه می تواند از امین بخواهد كه برای اداره اموال غایب تضمین بدهد و چنانچه از بین ورثه كسی حاضر به دادن تضمین باشد، البته ورثه بر دیگران از جهت احراز سمت امانت برتری خواهد داشت.

وظایف امین مانند وظایف قیم است. امین موظف به حسن انجام امور و اداره اموال غایب است، به بدهی ها و مطالبات غایب رسیدگی می كند و نفقه افراد واجب النفقه او را از محل درآمد اموال وی می پردازد. البته امین می تواند در قبال وظایفی كه انجام می دهد تقاضای دستمزد نماید كه دادگاه در صورت تقاضای وی، از محل درآمد اموال غایب به او دستمزد می پردازد.

همان طور كه توضیح داده شد، نفقه افراد واجب النفقه غایب مانند همسر، اولاد و والدین و هنچنین بدهی های غایب از منافع اموال وی پرداخت می گردد مگر آن كه این منافع برای پرداخت دیون وی كفایت نكند كه در این صورت در درجه اول اموال منقول و در صورت عدم كفایت آن، اموال غیرمنقول غایب فروخته می شود. بنابراین ورثه و امین غایب به هیچ وجه حق فروش یا رهن اموال غیرمنقول غایب را ندارند مگر تحت شرایطی كه توضیح داده شد.

امین و ورثه غایب می توانند جهت وصول مطالبات غایب به عنوان وكیل وی اقدام نمایند و چنانچه بین اموال غایب مال ضایع شدنی یا مال منقولی كه مورد احتیاج نیست موجود باشد، آن اموال از طرف امین یا ورثه ای كه مال به تصرف آنان داده شده، با نظارت دادگاه فروخته می شود. آنگاه از محل فروش آن، مال دیگری برای غایب خریداری می شود یا با آن اقدام دیگری كه در جهت مصلحت غایب باشد انجام می پذیرد.

چنانچه غایب در زمان حضور خود وصیت نامه ای تنظیم كند و در آن مالی را به دیگری ببخشد، در زمان غیبت او، مال مزبور به تصرف موصی له (كسی كه به نفع او وصیت تنظیم شده است) داده می شود مشروط بر آن كه موصی له برای تصرف مال به دادگاه تضمین بدهد.

وصی، امین و ورثه ای كه مال به تصرف آنان داده می شود، در حكم وكیل غایب هستند و در حفظ مال غایب باید بكوشند.

  • موت فرضی

چنانچه غایب شخص مسّنی باشد و از تاریخ غیبت او مدت نسبتاً طولانی گذشته باشد كه عادتا در آن مدت شخص زنده نمی ماند، در آن صورت ورثه می توانند از دادگاه تقاضای صدور حكم موت فرضی نمایند

در موارد زیر شخص عادتاً زنده فرض نمی گردد:

۱-۰ سال تمام از تاریخ آخرین خبری كه از غایب رسیده گذشته باشد.

۲- با انقضای ۱۰ سال، سن غایب از ۷۵ سال گذشته باشد.

البته رعایت تشریفات درج آگهی در روزنامه های محلی و كثیر الانتشار برای شهدای جنگ تحمیلی و انقلاب ضروری نیست و به موجب ماده واحده قانون اعتبار گواهی بنیاد شهید انقلاب اسلامی مصوب ۳۰/۲/،۷۵ گواهی صادره توسط عالی ترین مقام اجرایی بنیاد شهید انقلاب اسلامی برای صدور حكم موت فرضی كفایت می كند.

ماده واحده: “درج آگهی مطابق مواد ۱۰۲۳ قانون مدنی و ۱۵۵ قانون امور حسبی در مورد صدور حكم موت فرضی كسانی كه در جریان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مفقود الاثر شده اند، ضرورت ندارد و گواهی صادر شده توسط عالی ترین مقام اجرایی بنیاد شهید انقلاب اسلامی برای مرجع رسیدگی كننده تقاضای صدور حكم موت فرضی كافی می باشد”.

۳- كسی كه نظامی باشد و در جنگ مفقود شود، چنانچه سه سال از تاریخ انعقاد صلح و پنج سال از تاریخ ختم جنگ بگذرد.

۴- كسی كه در سفر دریایی مفقود گردد و سه سال از تاریخ غرق شدن كشتی گذشته باشد.

۵- كسی كه بر اثر سقوط هواپیما یا حادثه دیگری مفقود شود و پنج سال از تاریخ سقوط هواپیما یا وقوع آن حادثه گذشته باشد.

در صورتی كه غایب در زمان غیبت فوت نماید و این فوت مسلم باشد، اموال وی اعم از منقول، غیرمنقول و وجه نقد بین ورثه اش تقسیم می گردد البته ورثه ای كه در زمان فوت او در قید حیات باشند، هر چند كه ممكن است این ورثه در زمان تقسیم اموال زنده نباشند.

چنانچه امین یا ورثه تقاضای تسلیم اموال غایب را به خود داشته باشند، دادگاه به تقاضای یكی از ورثه یا امین با جلب نظر كارشناس از كلیه اموال غایب صورت برداری و آنها را قیمت گذاری می كند. در مرحله بعد لیست اموال در بایگانی دادگاه حفظ و با تقاضای افراد ذی نفع یك نسخه به آنان تسلیم می گردد.

ممكن است فوت غایب مسلم باشد اما تاریخ فوت مشخص نباشد كه در این صورت مراتب به دادگاه اعلام می گردد. دادگاه نیز با بررسی و تحقیقاتی كه انجام می دهد، تاریخ فوت غایب را مشخص و به افراد ذی نفع اعلام می نماید. با مشخص شدن تاریخ فوت غایب، مشكل تقسیم اموال بین ورثه نیز برطرف خواهد شد.

همسر غایب نیز با اثبات عسر و حرج خود می تواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید كه البته این طلاق رجعی است و چنانچه غایب در زمان عده مراجعت نماید، حق رجوع خواهد داشت.

ورثه غایب در صورتی می توانند قبل از صدور حكم فوت فرضی تقاضای تقسیم تصرف اموال او را بنمایند كه:

۱- غایب برای اداره اموال خود امینی تعیین نكرده باشد.

۲- دو سال تمام از تاریخ آخرین خبری كه از او رسیده، گذشته باشد و نیز ضروری است كه مراتب در یكی از روزنامه های محلی یا كثیرالانتشار آگهی گردد.

آرای صادره دایر بر رد تقاضای فوت فرضی قابل تجدیدنظر است. پس از صدور حكم قطعی موت فرضی، اموال غایب بین ورثه تقسیم و تضمین اخذ شده از سوی آنان بدون اثر می شود. هر گاه مشخص گردد كه غایب زنده است كلیه اقداماتی كه در جهت موت فرضی او به عمل آمده باطل می شود، مگر اقداماتی كه درخصوص حفظ اموال او صورت گرفته باشد.

 

نمونه فرم برگ دادخواست به دادگاه عمومي(حقوقی)

مشخصات طرفين نام نام خانوادگى نام پدر شغل محل اقامت شهر – خيابان -كوچه –  شماره –پلاك

خواهان

ع الف س خانه دار تهران …………..
خوانده م ک ج معمار تهران …………..
وكيل يا نماينده قانونى مشخصات کامل وکیل یا نماینده قانونی خواهان در صورت داشتن
تعيين خواسته و بهاي آن

تقاضای صدور حکم موت فرضی

دلايل منضمات دادخواست کپی مصدق شناسنامه متقاضی ….، شهادت شهود و مطلعین، گواهی اداره یا محل کار غائب
ریاست محترم دادگاه عمومی …

احتراماً به استحضار می رساند آقای/ خانم ………..از تاریخ ………(ده سال پیش) مفقود گردیده و در این مدت سن نامبرده با توجه به تاریخ تولد وی به ۷۵ سال رسیده است. نظر باینکه تلاش ها در جهت شناسایی وی مؤثر واقغ نشده است و از طرف دیگر به جهت روابط حقوقی موجود، وضع فعلی برای خواهان/ خواهان ها موجب بروز مشکلاتی گردیده است، فلذا به استناد مواد ۱۰۱۹ قانون مدنی و ۱۵۳ به بعد قانون امور حسبی تقاضای صدور حکم موت فرضی را از دادگاه محترم دارم.                         محل امضاء – مهر – انگشت……………………………………….

شماره و تاريخ ثبت دادخواست

شماره ……….. تاريخ…………….

شعبه           دادگاه عمومي                    رسيدگي فرمائيد

نام و نام خانوادگي مقام ارجاع كننده: تاريخ      /      /                             امضاء

 

 

 

 

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن