حقوق و جامعه

مفهوم وکالت بلاعزل

و موارد زوال آن

مقدمه: وکالت بلاعزل سندی است محضری و رسمی که از طریق دفترخانه اسناد رسمی توسط موکل به وکیل داده میشود که در کار مشخصه ای که خلاف مفهوم ماده ۱۰ قانون مدنی نباشد اختیارات واسعه و تمام و کمال را تا اجرای موضوعیت وکالت انجام دهد و عزل آن توسط موکل جایز نبوده لکن قانونگذار میگوید اگر فرضاً دلائل و مدارک و شواهدی کامل دلالت بر عدول از وکالتنامه وجود داشته باشد باید به دادگاه مراجعه و پس از اثبات حق رأی به ابطال وکالتنامه داده شود.
🔸انواع وکالت بلاعزل:
دو نوع وکالت وجود دارد یکی وکالت در امور خاص و تعیین شده و دیگری وکالت جامع. در وکالت اولیه یعنی انجام کار یا امری خاص دقیقاً حدود و ثغور اختیارات تعیین شده است. لکن در وکالت جامع از نوع بلاعزل وکیل میتواند در کلیه امور زندگی موکل خود وارد عمل و استیفای حق و پیگیری نماید و در این نوع وکالتنامه ها تا مادام که موکل زنده است. وکالت بقوت خود باقی است و در صورت فوت وکالتنامه اعتباری نخواهد داشت.
🔸وکالت بلاعزل در طلاق:
وکالت بلاعزل در طلاق معمولاً توسط یکی از زوجین به دیگری از طریق دفاتر اسناد رسمی داده میشود که راجع به طلاق خلعی ، رجعی، بائن، مبالات، حق حضانت اطفال، راجع به مهریه، نفقه، اجرت المثل و هر نوع مورد دیگری دارند یکی از طرفین بدون نیاز به حضور دیگری مبادرت به طلاق از طریق محاکم نماید و اینگونه وکالتنامه های بلاعزل قابلیت اجرائی در تمام مراحل را دارند.
🔸وکالت بلاعزل در فروش ملک:
اگر وکالتی بلاعزل به کسی داده شود و وکیل نسبت به فروش املاک و مستغلات موکل خود اقدام و وجوه دریافتی از معامله را در متن وکالتنامه بلاتکلیف بگذارد. در این راستا چنانچه قصد بر پرداخت ثمن معامله از راه فروش باشد صراحت ماده ۳۳۸ قانون مدنی که میگوید تملیک عین باید به عوض معلوم باشد میتواند موکل حق خود را استیفاء کند.
🔸وکالت بلاعزل بعد از فوت:
طبق ماده ۶۷۹ قانون مدنی موکل می تواند هروقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر اینکه وکالت وکیل و یا عدم عزل ضمن عقد لازمی شرط شده باشد با مرگ هر یک از طرفین در وکالت بلاعزل هم بقای آن منتفی می شود. زیرا، اولا بند۳ ماده ۶۷۸ به طور مطلق فوت یا جنون وکیل یا موکل را موجب انقضای وکالت می داند ثانیا مطابق ماده ۹۵۴ همین قانون به عنوان قاعده حکم بر همه عقود جایز ، فوت احد طرفین موجب انفساخ عقد جایز خواهد شد. بدیهی است بلاعزل بودن وکالت و اسقاط حق عزل یا استعفاء ، ماهیت آن را تغییر نمی دهد و آن را به عقدی لازم تبدیل نخواهد کرد. صرفا موکل حق عزل وکیل را در مدت محدود یا نامحدود از خود ساقط نموده یا حق استعفای وکیل سلب شده است. ثالثا جوهر اذن و نیابت در وکالت در مرحله حدوث عقد وجود داشته، در باقی آن هم مورد نیاز است و با فوت یکی از طرفین در نظام حقوقی ما نمی توان پذیرفت که کماکان اذن و نیابت باقی خواهد بود. بلکه ، اثر فوت هر یک از دو طرف ، انحلال عقد وکالت بلاعزل را در پی خواهد داشت .
🔸وکالت بلاعزل در حضانت فرزند:
اگرچه وکالت بلاعزل راجع به فرزندان از طرف یکی از زوجین به دیگری داده میشود. لکن طبق ماده ۱۰ قانون مدنی اگر قراردادهای خصوصی مغایر با قانون نباشند نافذ هستند. بدین معنی که قانونگذار میگوید دختر تا ۹ سال قمری به بلوغ شرعی می رسد و حق انتخاب را با یکی از ابوین می تواند داشته باشد و پسر (اولاد ذکور) همین امتیازات در سنین ۱۵ سال قمری می رسد و در اینجاست که اگر تضادی بین وکالتنامه و حق انتخاب به وجود آید مرجع رسیدگی دادگاه خواهد بود.
برداشت ازـ کانال حقوق ثبت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن