حقوق و فرهنگ

۴) پیش بسوی “فرهنگِ بهتر زیستن”

از زبان کنفوسیوس گفتیم: اگر یکسال ثمر از کاری را خواستی گندم بکار، اگر دو سال خواستی درخت بکار، اما اگر صد سال ثمر خواستی به مردم یاد بده…

نیازی به یادآوری نداره که در گذشته ها، بزرگ تر‎ها اعم از پدر، مادر، اساتید، مربیان و معلمین از احترام بیشتری برخوردار بودند…اما امروز چنین بنظر می‎رسه روحیه اطاعت و پیروی از آنها و نیز از بزرگانی چون علما، شعرا که عمری را صرف هدایت و ارشاد ما داشته اند، کم رنگ تر شده…

امروز، اگر به برخی از شبکه های اجتماعی سری بزنیم، مشاهده می کنیم که دشمن داره…کم‎کم نهاد ها و گزاره های ملی و بومی رو از ما میگیره و با ارزش های خودشون جایگزین می کنه…و شاید ندانسته ما هم با تمسخر کردن گذشتگان، داریم به این جایگزینی کمک می کنیم…

اما تا دیروز هانری ماسه، در سخنرانی خود در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه گفته:

من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم، كه بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است : فردوسي/ سعدی/ حافظ/ مولانا

فردوسی، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او…

سعدی، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او…

حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است، که او خود را شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده، می شمارد…

اما مولانا…

در جهان هیچ چهره ای را نیافتم که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم.

او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند.

او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد.

قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید.

از جمله موارد دیگری که امروزه چالش برانگیز شده، نحوه رفتار ما با طبیعته. البته اگر بخواهیم درباره حفظ محیط زیست و چگونگی حراست از مواهب الهی بگوئیم، به قول معروف مثنوی هفتاد من کاغذ شود… چرا که برخلاف گذشته که یاد گرفته بودیم دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما نه تنها نمی کاریم، بلکه اینطوری که داریم پیش میریم، چیزی برای نسل های آینده خود باقی نخواهیم گذاشت.

علاوه بر این با وجودیکه میدونیم، مراتع و جنگلها نه تنها در تولید سطح اشتغال و توسعه صنایع و کارخانجات وابسته به آنها نقش تعیین کننده ای دارند، همچنین منبع تأمین مواد غذایی مهمی هستند، و ارز آوری از محل آنها تأثیر بسزایی در افزایش در آمد ناخالص ملی داره، اما رانت های قدرت چنان به جان آنها افتاده اند، که انگار ملک موروثی پدرشونه!!! لذا چنین برداشت میشه، روحیه “ما گرایی” تبدیل به “من گرایی” شده.

اما با همه این حرف‎ها، لازم نیست صد سال دیگه سپری بشه، بلکه اولین گام در جهت حفظ این نعمت‎های خدادادی، ایجاد آگاهی در آحاد جامعه…

و این نگاه است که امروزه حفظ محیط زیست هم یک وظیفه ملی و هم شرعی است. زیرا به مانند گذشته نمی توان به زوال آنها پرداخت، بلکه برای تأمین مصالح آیندگان، باید مدیریت بهره وری را تغییر دهیم.

نمونه اش این بود که در همین امسال با کار فرهنگی توانستیم، آمار کشته ها و مجروحین چهارشنبه سوزی و نیز حوادث جاده ای رو در سفرهای نوروزی، به سیر نزولی تبدیل کنیم…

پس بیائیم از گام های هم آموزی برای “فرهنگ بهتر زیستن” حمایت کنیم…

از جمله نمونه های دیگر اینکه؛ همه شاهد بوده ایم ابتکار عملی که در خصوص ایجاد صندوق های صدقات به کار گرفته شد چگونه توانست اولاً چهره شهرها را تا اندازه ای از فضای تکدی گری دور کند، ثانیاً اعانات مردم به سمت نیازمندان واقعی و آبرومند دلالت شود. اینک در خصوص کودکان کار نیز، به خوبی می توان گام های بلندی در جهت بازگشت آنها ترجیحاً به دامن خانواده خودشان، و الا نهادهایی مانند بهزیستی برداشت. بطوریکه، ضمن اینکه محلی برای آموزش و مهارت پروری باشد، آنها را از آثار زندگیِ سوء رهایی دهد.

در همین راستا تأسیس کانکس هایی در نقاط پر رفت و آمد شهر، جهت عرضه خدمات مشاوره، با حضور حقوق دانان، روانشناساسان و مشاورین خانواده به ویژه اگر با هدف کارورزی در کنار کارآموزان ارائه شود، حرکت نوینی در چرخه خدمات این حوزه ها تلقی می شود. این جهش ضمن اینکه به اجتماع کارشناسان در جلسات مشاوره ای و سرایت آن ها در آینده به سایر حوزه های شهری کمک می کند حامل پیشنهادهای اصلاحی در رفع برخی معضلات مانند ایجاد پل های عابر پیاده جهت پیش گیری از بسیاری از تصادفات منجر به حوادث رانندگی می شود.

در نهایت اینکه با گسترش تکنولوژی فناوری اطلاعات، چنانچه عرضه تجربیات این کارشناسان از طریق نرم افزارهای تلفن همراه اطلاع رسانی شود فرصت مغتنمی را فرا روی نسل جاری خواهد گشود، تا بتواند در هر معضل پیچیده ای به راه حل های اساسی دست یابد.

 

بنابراین ایجاد تحوّلات مثبت و نوین، نیاز به انتظار طولانی ندارد…

 

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا